سینما امروز CINEMA TODAY ::
صفحه اصلی  |   یادداشت های روزانه  |   گالری عکس  |   ارتباط با من            
    يکشنبه 31 ارديبهشت 1391 - 1:38
 
        آرشیو     


 
       
این‌جا بدون من(بهرام توکلی)/ در میان پرده سینما
این‌جا بدون من(بهرام توکلی)/ در میان پرده سینما

این جا بدون من ، سرراست ترین ساخته بهرام توکلی است که بر خلاف دو ساخته البته محترمش، تماشاگر را لحظه‌ای از دست نمی دهد و در این جا...کارگردان پخته‌ای نشان داده.ساخته های پیشین وی هم کم لوکیشن بود اما او در این فیلم لحظه‌ای تماشاگر را به یاد این محدودیت نمی‌اندازد.
فیلم، اثر تازه‌ای در ستایش سینما است.درباره سینما و دریچه ای به سوی واقعیت و رویا.
رنگی است از رویا بر واقعیت تا آن گونه دوست داریم ببینیمش.
بسیار روشن است فصل های پایانی فیلم و بازگشت رضا برای خواستگاری یلدا و زندگی خوش آن ها در کنار فرزندشان تنها در رویای احسان شکل گرفته و در سالن سینما برایش محقق شده است چون تلخی، که از سر و روی فیلم می بارد و سخت است باور چنین پایان خوشی.
و اثر چه زیبا وظیفه سینما را یادآور می شود تا همیشه حقیقت را از آن نخواهیم و بگذاریم گاهی لذت را برای مان به هدیه آورد.
خب این که رویای فیلم است اما به نظر می رسد فیلم‌ساز زندگی یک خانواده را هم روی پرده سینما برای احسان به نمایش گذاشته و او خود را در میان آن خانواده می بیند.گویی او در سالن سینما فیلمی را به نظاره نشسته که روایت گر زندگی مادر و دختر معلولش است و احسان با آن‌ها هم ذات پنداری کرده.بارها تاکید فیلم ساز در سینما رفتن احسان و علاقه مندی او به مجله های فیلمش و سکانس پایانی که روی صندلی به آن خانواده می نگرد و گاهی نماهای چند نفره آن ها در کادر که با فاصله به نظر می رسد کسی دارد تماشای‌شان می کند، به تقویت این حس کمک کرده است.احسان خود را در کنار این خانواده می بیند و دوست دارد برای رفع مشکل های آن ها چاره جویی کند...و این واقعیت و رویای احسان/فیلم ساز است.
چه بازی هایی را در فیلم شاهدیم که همه فراتر از انتظار ظاهر شده‌اند.از اول باید شروع کرد از صابر ابر که دیگر دشوار است تصور حتی بازی معمولی از او.

احسان هم عاشق است، چه عاشقی.مگر عشق به سینما چیز کمی است و ابر چه زیبا این عشق را به تصویر درآورده.دردمندی او را هم نمی‌توان رها کرد.
و بعد فاطمه معتمدآریا که چه‌قدربازیگر توانایی است.درخشان به شخصیت جان می‌دهد و به باور می‌رساند.تاکنون دو بازی هم‌‌شکل از او دیده‌اید؟
وقتی بازی با ظرافت نگار جواهریان در نقش یک بیمار ام اس را در طلاومس با بازی بی نقص او در نقش معلول عاشق در این فیلم مقایسه می کنیم فقط به توانایی های بی حد او می‌توان پی‌برد.
و پارسا پیروزفر که در بخش های میانی فیلم، بی‌‌اعتنایی به عشق دختر را زیبا ایفا کرده.
گاهی که از سینما و فیلم‌های درخشانش خبری نیست باز دل خوش می کنم به جوانان و امید به دیدار اثر تازه‌ای از آن‌ها، به اصغر فرهادی، رضا میرکریمی، رضا کاهانی، مهرشاد کارخانی، وحید موساییان، سامان سالور و...بهرام توکلی.

چاپ این مطلب | ارسال این مطلب | دفعات بازدید: 1271 |

نظرات

شهزاد رحمتی
چهارشنبه 12 مرداد 1390 - 1:31

سلام محمد جون. چه‌طوری رفيق قديمی؟ دو سه روز پيش يه سر اومدم دفتر مجله برای ديدن بچه‌ها و كارهای ديگه. متأسفانه دفتر نبودی و نتوانستم ببينمت. به هر حال خواستم يه حال و احوالی ازت بپرسم و بگم كه دلم برات تنگ شده و مثل هميشه برات آرزوی موفقيت بكنم.گرچه به لحاظ فيزيكی از شما دوستان عزيز و قديمی دور هستم ولی يادم هميشه پيش‌تونه و همه‌ی خاطره‌های خوب و قشنگی كه در اين سال‌ها با هم تجربه كرديم مدام تو ذهنم رژه می‌رن. در مورد تو به‌خصوص اون دوره‌ی جشنواره‌ی اصفهان با رضا كارگران كه قطعاً يكی از بهترين خاطرات زندگيمه و هرگز فراموش‌اش نخواهم كرد. خيلی هوس كردم به ياد قديم‌ها يه برنامه‌ی ديگه جور كنيم و با هم و يكی دوتا ديگه از بچه‌های باصفا و خودی بريم يه جشنواره‌ی باحال و يه چند روزی راحت باشيم و بی‌خيال همه چيز. واقعاً لازمه. البته تو كه گاهي به جشنواره‌های خارجی هم می‌ری ولی ما به همون جشنواره‌ی ساوجبلاغ و علی آباد كتول هم راضی هستيم!خلاصه اين كه موفق باشی دوست من.

مهرزاد دانش
جمعه 14 مرداد 1390 - 0:44

درود بر محمد عزیز...از این که به وبلاگم سر زدی، مفتخرم کردی.لینک دادن که دیگر چوبکاری بود. مخلصم.

رضا از استرالیا
يکشنبه 16 مرداد 1390 - 14:22

سلام دوست عزیز مزاحمت من شاید از روی ناچاریست ولی شاید سعادتی برای من در شروع یک آشنایی باشه. داستان از این قراره که من اقدام به راه اندازی سایت تهیه و فروش محصولات فرهنگی ایرانی در استرالیا کردم که شاید با توجه به این همه سایت که دارند نتیجه تلاش هنرمندان این کشور رو به تاراج میدن . احمقانه بنظر برسه. جالبه که سایت های فارسی فقط برای بالا بردن ریتینگ بازدید کنندشون. حاصل تلاش یه مجموعه رو مجانی به حراج می گذارند. از اون جالبتر اینه که وقتی دنبال یه مرکز برای تهیه فیلم و مخصوصا با زیرنویس انگلیسی میگردی. فقط همین سایتهای دزد محصولات هنر رو صفحه جستجو میاد. دو درخواست دارم . یکی اگه مرکزی برای تهیه فیلم اصل مخصوصا با زیرنویس میشناسید. لطفا راهنمایی کنید. دوم تیغ قلمتون رو به سمت این فاجعه فرهنگی بچرخونید چرا که ارزش محصول رو از بین میبره و تجارت محصولات رو که میتونه منجر به فعالیت در جهت توسعه و همچنین افزایش درامد هنرمندان بشه کاملا تخریب میکنه. با تشکر رضا

صابر
يکشنبه 30 مرداد 1390 - 17:24

اولا که با ورود به وبسایتتون متوجه شدم به یه وبسایت حرفه ای وارد شدم ...

طراحی و رنگ بندی سایت بسیار عالیه ... اگه کار خودتونه که دیگه هیچ ...!

اما در باره ی نقد چند مطلب مختصر عرض کنم :

1. درباره ی قسمت پایانی فیلم که (به نظر من و شما) در رؤیای صابر ابر میگذره نمیشه اینقدر قطعی اظهار نظر کرد ... من خودم هم معتقدم که اون سکانس در خیال صابر ابره ولی خب خیلیا هستن که میگن "نه! اون سکانس واقعیته..." و دلیلشون هم اینه که "اگه قرار باشه چیزی در رؤیا پیش بیاد باید بدون نقص باشه ولی چیزی که ما میبینیم اینه که حتی در سکانس پایانی هم خانم جواهریان پاش یکم شل میزنه ... این نشون میده که رؤیا نیست ... و بعدش اگر قرار باشه چیزی در رؤیا اتفاق بیفته نباید کسی در رؤیا پیر تر بشه در حالی که در سکانس پایانی هم خانم جواهریان و هم پارسا پیروز فر جفتشون پیر شدن..." البته بازم میگم که این حرف من نیست و حرف عده ای هست که معتقدن که سکانس پایانی در واقعیت رخ میده ... اینو فقط محض این گفتم که بگم به نظر من نمیشه اینقدر قطعی اظهار نظر کرد ...

2. درباره ی بازی های بازیگران راستش مخالفم ... ببینید بازی ها شاید خیلی خوب باشن و شاید خیلی ارتباط برقرار کنن ولی چیزی که خیلی مهمه اینه که باید در یک فیلم موفق (مثل اینجا بدون من) جنس بازی جدید ارائه بشه ... (برای مثال به عامل موفقیت بازیگران در فیلم هایی مثل درباره الی ... ، یه حبه قند ، جدایی نادر از سیمین و... فکر کنید!) اما چیزی که ما در اینجا بدون من میبینیم بازی های تکراری (و البته خوب)هست ...

خانم جواهریان که کاملا همون بازیگره طلا و مسه (البته منهای لهجه!) ... اما ایشون خیلی بازی های بهتر و متنوع تری میتونه ارائه بده (کتاب قانون ، هیچ و...)

پارسا پیروز فر که مثل اکثر اوقات یک جوان نسبتا شوخ و سرزنده هست که خیلی خوب بلده با خانم ها چجوری ارتباط برقرار کنه و... (به فیلم نقاب توجه کنید!)

فاطمه معتمد آریا مثل همیشه -واقعا مثل همیشه- یک مادر دلسوز و مهربانه که فقط خیر و صلاح بچه هاش رو میخواد (مثل گیلانه و...!)

و صابر ابر هم با اینکه خودم خیلی دوستش دارم بازهم یه پسر خسته ی بی روح رو بازی کرده که دائما سرما خورده هست و غم از چهرش حذف نمیشه (مثل درباره الی...)

پس به نظر من در کل بازیگرا خیلی فاکتورای جدیدی ارائه ندادن ... البته بازیگرا خوب بازی کردن و اگه یه بازیشون فاکتور "ابداع" اضافه میشد خیلی بهتر بود ...

3. من با اینکه مطلب رو 2 بار خوندم ولی هنوز نظر نویسنده رو درباره ی غم زیاد و به نظر من بیش از حد فیلم نفهمیدم ... لطفا این رو به من بگید ...

به هر جهت خوشحالم که متن با این قدرت در وبسایت شخصی یه نویسنده منتشر میشه ...

مطمئنا باز هم به این سایت خواهم اومد ...

به امید مطالب جدید ترتون ...

پروردگار یار !

سارا
چهارشنبه 23 شهريور 1390 - 22:40

سلام

اول...ممنون به خاطر نظرات همه

دوم ...خواستم بگم منم با نظر آقا صابر موافقم در مورد اون قسمت از فیلم نمیشه قطعا گفت که رویا بوده

و فکر میکنم زیباییش به همین ابهامش هست...

علی
سه‌شنبه 5 مهر 1390 - 10:11

با تمام کارگردانای جوانی که گفتید موافقم جز سامان سالور چون اولین فیلم اکران شده اش سیزده59 ابدا فیلم خوبی نبود البته فیلمنامه و سوژه ی خوبی داشت ولی ضعف بازیگر اول زن و از همه مهم تر کارگردان واضح بود.

صبا
شنبه 22 بهمن 1390 - 15:41

سلام ...من تازه با وبتون از طریق وب اقای نیما حسنی نسب اشنا شدم ...واقعا وب پرباری هستید..

من 15سالمه و فیلم نقد میکنم و در اینده نیز ارزو دارم منتقد سینما شوم...وب شما در روند کار من خیلی بهم کمک کرده ...

ممنون...

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  


 

نقل مطالب با ذکر منبع مجاز است، سایت سینما امروز، 1389