سینما امروز CINEMA TODAY ::
صفحه اصلی  |   یادداشت های روزانه  |   گالری عکس  |   ارتباط با من            
    پنجشنبه 20 بهمن 1390 - 0:26
 
        آرشیو     


 
       
يكه سوار ...

او را با اولين نقد هايي كه در سيزده،چهارده سالگي و در كتاب مسعود كيميايي به گردآوري زاون قوكاسيان خوانده بودم، مي شناختم.
و بعد ها با كتاب فراموش نشدني بازگشت يكه سوار كه يك بار ساندويچ به دست به سينمايي در لاله زار رفتم و فيلم ديدم!
و البته بهاريه هاي خواندني اش در مجله فيلم...
از روزي كه به كارلووي واري رسيدم لحظه شماري ديدار با پرويز دوايي آغاز شد كه قرار بود از اواسط روزهاي جشنواره بيايد. در مراسم بزرگ داشتش كه صحبت هاي شنيدني در باره او بيان شد وهوشنگ گلمكاني در صحبت هاي تاثير گذاري از او گفت و از ته دل در فراقش گريست و يك بار به من گفته بود به جشنواره كارلووي واري مي رود كه اول دوايي را ببيند ، هميشه مي گفتم يعني يك روز مي شه او را ديد.
و او را آن روز سرانجام در كاخ جشنواره ديدم.با همسرش گوشه اي ايستاده بود.سر حال ، شاداب وهنوز آماده تماشاي فيلم.
بعد از احوال پرسي به او گفتم آقاي دوايي خيلي خوشحالم كه بالاخره شما را ديدم...
مي گفت نسل شما چطور من را مي شناسد.من كه سال 53 وقتي شما دو، سه ساله بوديد از ايران رفتم و ديگر نقد فيلم ننوشتم.گوشه هايي از نقدش بر قيصر را كه از حفظ برايش مي گفتم برقي در چشمانش مي ديدم و حس خاصي داشت.وقتي به همسرش گفتم او بي شك در ادبيات سينمايي ما يك سوپراستار است كه نوشته هاي قديم و جديدش ، كوتاه و بلند هنوز هم طرفدار دارد و در مطبوعات مان خوانده مي شود با تواضع مي گفت بابا آقاي انتظامي سوپر استار است ، من كي ام.شوخي مي كنه ، گوش نده!
مي گفت به اين دوستان گفتم براي من مراسم تجليل و از اين برنامه ها برگزار نكنيد از من مهم تر زيادند.
گفتم آقاي دوايي بيشتر نقد فيلم بنويسيد.حالا كه با فيلم تينار دوباره شروع كرديد بياييد حداقل با خودتان قرار بگذاريد سالي يك نقد بنويسيد!مي گفت بايد فيلم من را سر ذوق بياورد.در ايران كه جوانان توانايي الان دارند مي نويسند. ازاحسان خوشبخت نقدهايي خوانده ام كه نشان مي دهد چه قدر جوان مطلع و خوش قلمي است.
مي گفت بيشتر فيلم هاي مستند را مي بيند و به نظر مي رسيد در جريان آثار خوب سينماي ايران هست.اشاره مي كرد هنوز به نوشتن نقد منفي علاقه اي ندارد و بايد لذت تماشاي فيلم هاي خوب را با ديگران تقسيم كرد.فيلم هايي كه به انسان نشاط و اميد مي دهد.
عاشقانه همسرش را دوست داشت.همانند عاشقانه هايش در نوشته هايش. كوچكترين صحبت هاي مشترك مان را براي او كه سينماي ايران را خوب مي شناخت ترجمه مي كرد.
جواناني كه آن جا در جشنواره بودند دوست داشتند فيلم هاي شان را ببيند و نظر دهد كه دريغ نمي كرد.وقتي هنگام نمايش تينار ، مهدي منيري از او تشكر كرد و گفت او نقش مهمي در معرفي فيلم داشته، ميان جمعيت دستش را بلند كرد و به زبان فارسي براي تماشاگران فيلم كه پنج نفرشان هم ايراني نبودند گفت او براي فيلم كاري نكرده و منيري و همكارانش سينماگران با استعدادي بوده اند.پس از فيلم وقتي منيري باز هم از او قدرداني كرد اشك را در چشمانش ديدم...ياد نقد هايش بر فيلم هاي سينماگران موج نو سينماي ايران افتاده بودم كه چه نقشي در اعتماد به نفس آنها و اعتماد تهيه كنندگان به ايشان بازي كرد.
كاش بازهم بنويسد و ما را از آثار مورد علاقه اش محروم نكند.


راستي آن شب خوش گذشت در سينما ستاره، آقاي يكه سوار...

 

چاپ این مطلب | ارسال این مطلب | دفعات بازدید: 1113 |

نظرات

ایمان زینعلی
دوشنبه 28 تير 1389 - 11:13

سلام اقای محمدیان . آقا ، زدید به هدف ا .پرویز دوایی

مهدوی
يکشنبه 10 مرداد 1389 - 2:42

سلام....پرویز دوایی را با داستان هایش می شناسم...پرویز دوایی را با تهران قدیم و هیچکاک و ...هوشنگ گلمکانی....سینما رویای کاملی ست...موفق باشی.

حسن نیازی
دوشنبه 18 مرداد 1389 - 22:49

سلام آقای محمدیان عزیز... خوبی شما؟ دلم براتون تنگ شده بود!

پرویز دوایی برای هنر و سینمای این سرزمین نعمت است.

شاد باشی.

alireza
سه‌شنبه 9 شهريور 1389 - 22:42

سینما نویسی های دوایی به نظر من در بیشتر موارد (خصوصا درباره ی قیصر) از خود فیلم به معنای دقیق کلمه ((زیبا))تره!

با شما کاملا هم عقیدم: ای کاش دوباره بنویسد...

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  


 

نقل مطالب با ذکر منبع مجاز است، سایت سینما امروز، 1389